شمس الدين حافظ

58

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

قطعه‌ها 26 دريغا خلعت حُسن و جوانى 27 برادر خواجه عادل طاب مثواه 28 دلا ديدى كه آن فرزانه فرزند مثنوىها 29 الا اى آهوى وحشى كجايى ؟ 30 درين وادى به بانگ سيل بشنو 7 بحر مضارع مثمّن اخرب ( مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن 2 بار ) راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد * شعرى بخوان كه با آن رطل گران توان زد [ غزل‌ها ] مصراع نخست از مطلع غزل‌هايى را كه در اين بحر سروده شده ، به ترتيب تقدّم حروف « روىّ » در پى بازمىآوريم : 1 دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را 2 ز آن يار دل‌نوازم شكريست با شكايت 3 جان بىجمال جانان ميل جهان ندارد 4 راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد 5 در آن هوا كه جُز برق اندر طلب نباشد 6 دوش از جناب آصف پيك بشارت آمد